این جوریاس
نوشته شده توسط : رضا رحيمي

قبل از ازدواجدروغگو

 

 

 


پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.
دختر: میخوای از پیشت برم؟
پسر: حتی فکرشم نکن!
دختر: دوسم داری؟
پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!
دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟
پسر: نه! برای چی میپرسی؟
دختر: منو میبوسی؟
پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.
دختر: منو میزنی؟
پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمیام؟!
دختر: میتونم بهت اعتماد کنم؟!
پسر: بله.
دختر: عزیزم!


بعد از ازدواج

خیلی کار سختی نیست فقط ، از پایین به بالا بخون

نیشخند



:: موضوعات مرتبط: جوك و لطيفه و اس ام اس , ,
:: برچسب‌ها: ازدواج موفق و پايدار , رازهاي ازدواج موفق , زوج خوشبخت ,
:: بازدید از این مطلب : 557
|
امتیاز مطلب : 613
|
تعداد امتیازدهندگان : 202
|
مجموع امتیاز : 202
تاریخ انتشار : 29 آبان 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : رضا رحيمي

از یارو میپرسن شراب زندگی یعنی چه ؟
میگه : نمیدونم ، من فقط دوغ میخورم !!!

این یکی به اون یکی دوتا انگشت نشون میده، میگه: این چند تاست؟

اون یکی میگه: کدوم یکی!؟

یارو تو انتخابات کاندید میشه، بعد که رایها رو می شمرن، میبینه سه تا رای آورده. شب که میره خونه، خانومش در جا یکی میخوابونه تو گوشش، میگه: میدونستم پای یک زنه دیگه هم وسطه!

زن و شوهری داشتن با هم دعوا میکردند، شوهر میگه: من فقط به خاطر اینکه بابات پولدار بود باهات ازدواج کردم.
زنه میگه: باز تو یه دلیلی داشتی، من بدبخت چی؟

اولی: دکتر بهم گفته موقع کار کردن سیگار نکشم.
دومی: خوب شد، پس حالا دیگه سیگار نمی کشی.
اولی: نه حالا دیگه کار نمیکنم

گفت مردی به همسرش روزی
من بمیرم چگونه خواهی زیست؟
گفت: از چند و چون آن بگذر
تو بمیری برای من کافیست!

مهمان: آقا تشریف دارند؟
مستخدم: نخیر، رفته اند مسافرت.
مهمان: برای تفریح؟
مستخدم: نخیر، با خانم رفته اند!!

غضنفر ماشینشو میبره تعمیرگاه و به مکانیک میگه: میشه بوقشو درست کنی!؟
مکانیکه یه نگاهی به ماشین میکنه، به غضنفر میگه: اینجوری که من فهمیدم ترمزهای ماشین شما خرابه!
غضنفر میگه: خب واسه همینه که میخوام بوقشو درست کنم!

 



:: موضوعات مرتبط: جوك و لطيفه و اس ام اس , ,
:: برچسب‌ها: تحقيق دانشجويي , پايان نامه , سوالات كارشناسي ارشد , كنكور آسان , آموزش زبان , ,
:: بازدید از این مطلب : 573
|
امتیاز مطلب : 590
|
تعداد امتیازدهندگان : 202
|
مجموع امتیاز : 202
تاریخ انتشار : 29 آبان 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : رضا رحيمي

مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است...

به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد.
به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو...

 ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد.

آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم.

 

سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید:

 عزیزم ، شام چی داریم؟

جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت:

 عزیزم شام چی داریم؟

و همسرش گفت:

مگه کری؟!  برای چهارمین بار میگم: 

خوراک مرغ  !!



:: موضوعات مرتبط: جوك و لطيفه و اس ام اس , ,
:: برچسب‌ها: عكس بازيگران , عكس طبيعت , عكس زن , عكس دختر , عكس عاشقانه , ,
:: بازدید از این مطلب : 573
|
امتیاز مطلب : 587
|
تعداد امتیازدهندگان : 201
|
مجموع امتیاز : 201
تاریخ انتشار : 29 آبان 1389 | نظرات ()

صفحه قبل 1 صفحه بعد